تبليغاتX
قلم هایی که شکستند


عشق تا کی !، عاشقی دیگر نه!

خسته تر از خستگی شب ....

سر بر بالینی از دروغ نهاده!

اعماق ذهن خسته از عشق....

اعماق دل ، خسته از اعماق ذهن!!!

قلم در دست دل ....

دل در دست!

دل ، سکوتی به بلندی فریاد دارد...

رد پای عشق در دل نیست...

رد پای عشق دیگر در جایی نیست...

سیاهی ،مغلوب بر سپیدی!

دروغ ، مغلوب بر راستی !

شب سیاه تاریک .....

روز سیاه تر از شب!

همه با هم ،بر عشق می تازند...

بوی موی لیلی در باغ نیست....

لیلی دل را از معشوق ربوده....

دل ز دست مجنون رفته.....

لیلی و مجنون دو گمگشته ی شب.....

دو یار ، بی یار .......

نفرتی به بزرگی عشق  ......

عشقی به کوچکی دل .....

نفرین به دل....

نفرین به عشق دروغین.....
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 13:29  توسط شکست  | 








Powered by WebGozar